X
تبلیغات
رایتل
  بخش بزرگی از رباعیات خیام ریشخند است.خیام با شجاعتی بی نظیر که از مردمان متعصب زمان خودش (زمان پادشاهی آلب  ارسلان و ملک شاه سلجوقی) بعید به نظر می رسد ، به تفکرات دینی مردم خرده میگیرد.خیام در آن زمان جرات می کند مغازه های دگاتیسم مذهبی را در هم بکوبد.دلیلش این است که وی بی اندازه شجاع و بی پروا بوده است.عمر خیام جز سرسخت ترین دشمنان مذهب در زمان خویش بوده است.القفطی در باره رباعیات خیام اینچنین می گوید:

(باطن آن اشعار برای شریعت مارهای گزنده و سلسله زنجیرهای ضلال بود.)

گویند که می مخور به شعبان نه رواست

نه نیز رجب که آن مه خاص  خداست

شعبان و رجب ، ماه خدایند و رسول

ما می رمضان خوریم ، کان خاصه ماست

                                                                                 ***                                                                                                  

طبعم به نماز و روزه چون مایل شد

گفتم که مراد کلیم حاصل شد

افسوس که این وضو به بادی  بشکست

و آن روزه به نیم جرعه می باطل شد

***   

گویند که ماه روزه نزدیک رسید

من بعد بگرد باده نتوان گردید

در آخر شعبان بخورم چندان می

کاندر رمضان مست بخسبم تا عید   

    صادق هدایت درباره تازگی و همیشه تازه ماندن رباعیات خیام چنین می نویسد:

 (فلسفه خیام هیچ وقت تازگی خود را از دست نخواهد داد.چون این ترانه های در ظاهر کوچک ولی پر مغز ، تمام مسائل مهم و تاریک فلسفی که در ادوار مختلف انسان را سرگردان کرده و افکاری که جبرا به او تحمیل شده و اسراری که برایش لاینحل مانده ، مطرح میکند.خیام ترجمان این شکنجه های روحی شده ، فریادهای او انعکاس دردها ، اضطرابها ، ترسها ، امیدها و یاسهای میلونها نسل بشر است که پی در پی فکر آنها را عذاب داده است.خیام سعی می کند در ترانه های خودش با زبان و سبک غریبی همه این مشکلات معماها و مجهولات را آشکارا و بی پرده حل بکند.او زیر خنده های عصبانی و رعشه آور مسائل دینی و فلسفی را بیان میکند.بعد راه حل محسوس و عقلی برایش می جوید.)

 یکی از خدمات خیام آن است که بشر را از مقام بزرگی برای خود قائل بود پایین آورده و تاج اشرافیت را از سرش برداشته و حقارت او و دنیایی که در آن بسر می برد آشکار نموده است:

ای بیخبران شکل مجسم هیچ است

وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است

خوش باش که در نشیمن کون و فساد

وابسته ی یک دمیم و آن هم هیچ است

 در نظر خیام تمامی ستارگان نحسند و ستاره سعد وجود ندارد.زندگی شر است بهتر اینست که آدمی هر چه زود تر این دنیا را ترک گوید:

خرم دل آنکه زین جهان زود برفت

و اسوده کسی که خود نزاد از مادر

 آنچه از اشعار خیام بر می آید نشان میدهد که او جبری بود ولی به قضا و قدر مذهبی اعتقاد نداشت.جبر یاس آلودی که خیام تعلیم می دهد دارای هیچگونه پاداش و سزایی نیست.به عبارت دیگر در قاموس خیام ،بهشت ، جهنم، مجازات ،مکافات و روز رستاخیز وجود ندارد.مردی که دنیا را شناخته است نمی تواند با این نوع تخیلات شیرین خود را فریب دهد.به همین سبب بود که خیام به این دنیا(که با همه عظمتش هدفی ندارد و به جز ضرورت و احتیاج عبث عامل و محرکی دیگر برایش نتوان یافت با نظر بی اعتنایی می نگریست و قوه قریحه و قدرت علمی خود را راه لذت صرف می کرد.او اوضاع در هم و برهم عالم را مسخره میکرد و به غیر از لذت مقصدی دیگر برای حیات نمی یابد.) او به علت جبری بودن حتی انسان را مسئول اعمال خویش نمی داند.

از آب و گلم سرشته ای من چه کنم؟

وین پشم و قصب تو رشته ای من چه کنم؟

هر نیک و بدی که از من آید به وجود

تو بر سر من نوشته ای من چه کنم؟

  علی رغم اینکه در رباعیات خیام افکار ضد صوفی زیاد دیده می شوند مع ذالک بعضی از افراد او را صوفی دانسته اند.حقیقت آن است که خیام صوفیانه زندگی می کرد ولی معتقدات صوفیانه نداشت.وی ماتریالیست و بدبین بود در حالی که صوفیان ایده آلیست و خوشبینند.همانطور که هانری ماسه میگوید:(بر خلاف مشهور ، خیام شاعر و ریاضی دان ، از عرفان و تصوف بر کنار است. و فقط به شکل ماهرانه ای و  به طور مختصر و مفید ، پرده اضطراب و دلهره ی بشر  را در برابر اسرار سرنوشت کنار میزد.)

ادامه دارد...


یاری نامه:

درباره رباعیات خیام(صادق هدایت)

فلسفه شرق(مهرداد مهرین)

بر گرفته از بزرگان پارسی گو