X
تبلیغات
رایتل

میهن پرستی  

ای خطه‌ ایران مهین، ای وطن من           ای گشته به مهر تو عجین جان وتن من

پیشگفتار

وطن پرستی یکی از واژگان ارجداریست که معنای آن،  به درستی یافته و میان مردمان پراکنده نشده است. راستی را این است که ما به معنای درست این گونه واژگان، نیاز بس بزرگی داریم و درمان بسیاری از دردها و پراکندگیها را می‌توانیم از معنای درست این واژگان،  بیابیم و این در حالی است که نه تنها،  معنای روشنی از آن ،  میان مردمان نیست، بلکه گاه معناهایی که یکباره از بی‌پایگی و گاه نیرنگ و دشمنی یا خودنمایی، ریشه می‌گیرند نیز ساخته شده و به میان مردمان راه می‌یابد که نه تنها،  درمان درد توده‌ی مردم نیست،  بلکه خود، خاری، لای آن زخم است. این جای افسوس دارد که گروهی نادان با پندارهای بیهوده و بی‌راهه‌ی خود، در این آشفتگی حال مردم،  نه تنها نیروی بزرگی که از دانستن مفهوم این واژگان به دست مردم می‌توانست، بیاید را از بین برده‌اند، بلکه خردها را به کوره راهی هم رهنمون می‌سازند و حرکت ساده دلانه‌ی  مردم را که درست‌تر از پندارهای بیهوده آنهاست، هر چند تعریفی  از آن نتوانند،  ارائه کنند و بیشتر با همان پاکی درونی و یافته‌های سادة خود به آنها  که همبستگی با وطن پرستی دارد به نیکی می‌کوشند و  به طرز شگفت انگیزی به انجام می‌رسانند را نیز تیره کرده و خلق‌های کژ برگرفته از فهم نادرست خود را به ذهن مردمان می‌اندازند،  پا فراتر گذاشته زبان طعنه نیز گشوده و آنها را ناآگاه از اصول عقل و تحت تأثیر احساس، معرفی می‌کنند . در این نوشتار ما نخست معنای واژه را از راه درست آن و با کمک واژه شناسی روشن و سپس چرایی وطن پرستی و بایسته‌های آنرا نیز خواهیم گفت.

معنای وطن پرستی :

برای دانستن معنای وطن پرستی نخست به معنای وطن می‌پردازیم : معنی وطن در لغت‌نامه‌ی دهخدا: جاباش مردم (منتهی الارب) ، جای باشش مردم (کشاف اصطلاحات الفنون)، جای باشش، محل اقامت ، مقام و مسکن (ناظم الاطباء) و ... آمده در فرهنگ  فارسی معین نیز به معنای مقیم شدن در جایی ، اقامت در جایی ، محل اقامت ، جای ‌باش، شهر زادگاه و نیز کشوری که شخص در یکی از نواحی آن متولد شده و نشو و نما کرده آمده است .همچنین در جایی برای وطن ریشه‌ای ایرانی را قائل شده و آن را بهتر از تن معنا کرده‌ بودند . 1

اما برای دانستن معنای واژة پرستش باید به ریشة آن توجه نشود این واژه مشتق از واژة پرستار و آن نیز مشتق از پرسیتار می‌باشد. حال باید دید پریستار چیست و به چه معنایی است. پریستار از دو جزء تشکیل یافته جزء نخست آن پرسی که معنای پیرامون  و دورا دور راحی دهد و جزء دوم ایستار، همان ایستادن یا ماندن هست. بنابراین بر هم معنای دورادور و پیرامون ایستادن را می‌دهد یعنی گرداگرد چیزی را گرفتن یا همان طواف کردن 2 .

 منظور از این واژه پرستش یعنی دورادور هستی یک چیز گشتن و آنرا به تمامی حفظ کردن است. بسان پرستاری که دورادور بیمارش می‌گردد تا از هستی او دفاع کند. بنابراین وطن پرستی یعنی دورادور هستی وطن گشتن و آنرا حفظ کردن و بایسته‌ها و لازمه‌هایش را فراهم آوردن 

وطن پرستی چیست؟

آنچه از معنای واژه‌ی  پرستش گفتیم،  روشن می‌سازد که وطن پرستی یعنی دور تا دور وطن گشتن یا از تمامی و کلیت  هستی آن به یکجا پاسداری کردن. کارهایی که در این راه باید انجام دهیم وظیفه‌ها و بایدهای ما هستند اما چرا باید چنین کرد؟

پاسخ این پرسش را باید در زندگی و زیست انسانی جست. زیست انسان و زندگی سربلند و سرافراز، انسانی باخردی توانا، بر پایه‌ی  آمیغهایی است که بدون شناخت آن، هم، زیست انسانی و هم زندگی همراه با توانایی او، دچار دژدیسی (نقص)،  خواهد شد. یکی از گرانبهاترین این آمیغ‌ها که از نوامیس  هستی است، پاس از هستی خویشتن است که با کوتاهی کردن از وظایف (بایاهای)  پاس از هستی خویشتن،  هم زیست خود را از دست خواهیم داد و هم به زندگی سرفرازانه بر پایة راستی پژوهی و توانایی پیروزی بر ناهنجاریها دست نخواهیم یافت. اما چگونه پاس از هستی خویشتن،  با وطن پرستی، پیوستگی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش و روشن ساختن آن،  باید بگوئیم می‌توان هستی واحد انسان را به دو هستی برخ کرد. نخست آن هستی که مابین او و آنچه نفس ندارد و آنچه نفس دارد، اعم از حیوان و یا نبات ، مشترک است و دوم آن هستی که متعلق به عالم خرد است. 

====================================== 

برگرفته از وب اریارمن نوشته حجت الله کلاشی  

http://www.ariarman.com/Nationalism-Of-Iranian.htm